X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1389

من چقدر خوشحالم!

۱- گلوم خشک شده. میل ندارم چیزی بخورم جز پرتقال! با اشتها یه پر می خورم که بلافاصله ترجیح میدم گلوم همچنان خشک بمونه! یخ زده بود و تلخ!

2- صدای باد میاد. طبق عادتم بدو میرم کنار پنجره و بازش می کنم تا هوا بخورم که می بینم صدای نفسای سنگین یه کامیون پیره نه باد! 

3- بالاخره بعد از صدتا کاری که بیرون خونه داشتم خسته و کوفته برمیگردم و یه نفس راحت می کشم و می افتم رو تخت که ...دینگ دینگ! دختر همسایه با قیافه ی ناله اومده که در مورد خواستگارش باهام درد دل کنه! واقعا زمان مناسبی بود! 

4- اس ام اس میاد: "شب نویس" کجایی که دلم تنگ توست...رقص جنون تشنه ی آهنگ توست
میام سرچ می کنم ببینم جای اسمم تو شعر اصلی چیه؟! با این کلمه مواجه میشم: "جَنگ!!!"  

5- همه چی داره خوب پیش میره. هم مدیر خوبی به نظر میرسه هم محیط کار آرومیه. کلی از راه خوب رفت و آمد و مزایا و بیمه و مدل شیفت گرفتن دارم کیفور میشم که در آخر میگه: "و حقوق ساعتی 1260 تومان!!!"