X
تبلیغات
رایتل
جمعه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1389

پنج گانه ی بی ربط!

1- من دارم میرم سر کار ولی رسما" اعلامش نمی کنم فقط گوشاتونو بیارین جلو یواشکی بگم. می ترسم باز به هم بخوره و آبروم بره! البته این بار ظاهرا" جدیه ولی علی الحساب نشنیده بگیرین! 

2- تازگیا علاقه ی عجیبی پیدا کردم به اینکه اینقدر غذا بخورم تا به مرز موت برسم! اصلا هم خبری از عذاب وجدان بعدش نیست! خدا به دادم برسه! شاید خبرشو تو روزنامه ها بخونید. مثلا با این تیتر: شب نویس ، دختری که آنقدر خورد که مرد! 

3- تا حالا تجربه نکردم بودم که یه کوچولو اونم از اون شیرین زبونش بهم --->هدیه<--- بده. امشب تو یه مهمونی این اتفاق افتاد. تجربه ی شیرینی بود. مخصوصا با بوس کوچولویی که چاشنیش شد. 

4- می ترسم...می ترسم...می ترسم...اما نمی ترسم!!! 

5- یکی منو به یه بازی دعوت کنه تا سوژه پیدا کنم واسه آپدیت! واقعا مخم خالی شده! از این پست بی محتوا کاملا" معلوم بود...نه؟!