X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391

I Love You

با جدیت و کمی اعصاب خردی دارم کار می کنم که میرم تو شبکه تا یه فایل بذارم برای یکی از همکارا. که می بینم تو فولدرم یه فایل وُرد هست به اسم :  I Love You 

با تعجب بازش می کنم و می بینم همین جمله با فونت هرچه درشت تر  نوشته شده و دورش هم با قلبای قرمز کادر گذاشتن. با دهن باز دارم به مانیتور نگاه می کنم و تو ذهنم تمام آقایون همکار و البته جدید رو مرور می کنم که کدومشون ممکنه همچین کار لوسی کرده باشه. چون همکارای قدیمی تر اهل این کارا نبودن. یکی از بچه ها داره از کنار میزم رد میشه که فایلو می بینه و تا متوجه میشه که تو شبکه هستم بلند می خنده و میگه : وااااای کار کیه؟! دو سه نفر دیگه بدو بدو خودشونو می رسونن و خلاصه هر کی شروع می کنه به حدس زدن. یه دور منو به تمام آقایون مجرد و حتی متاهل (!) شرکت پیوند میدن و کلی می خندیم.

حدس خودم اینه که یکی از دخترا سر کارم گذاشته! تا اینکه یکی از بچه ها که تا اون موقع داشت با تلفن حرف میزد می پره وسط و میگه چه خبره؟ به منم بگین. براش تعریف می کنم و یهو با قیافه ی عصبانیش روبرو میشم : ای بی احساس! حالا خوبه دیروز بهت گفتم برو تو فولدرت ببین بهت ابراز احساسات کردم!

قیافه ی من و بقیه ی بچه ها در این لحظه:          

بله ! حدس خودم یه جورایی از همه درست تر بود!