خرده شعرهایم نیستند. گذاشته بودمشان همینجا، لب پنجره. امروز طوفان بیداد می کرد. انگار پرش گرفته به کلمه ها و آشفته شان کرده. گمانم ، درهم تر از آنچه من چیده بودمشان همراه باد رقصیده اند و وزیده اند به سویت...
با کلمه هایم مهربانی کن و به رویشان لبخند بزن. می دانم دیگر شعر نیستند. شاید هیچ باشند. شاید هم پوچ. نخوان. اما کمی نگاهشان کن. می بینی؟... داغ می شوند و شعله می کشند. نگذار کارشان به خاکستر شدن بکشد. من فقط همین کلمه ها را دارم...
پ.ن بی ربط : این وبلاگ آقای کمالی رو اگه تا حالا نخوندین بخونین حتما". واسه روحیه خوبه تو این وانفسا. من عاشق این "بلی" گفتناشم!
این که از هر شعری قشنگتره
لطف داری کتایون عزیزم :)
چن جای دیگه ام تبلیغ جناب کمالی فمیلی ! را دیدم تا حالا ... لذا برم ببینم چی می نویسه !
ضرر نمی کنین :)
انصاف خیلی خوشگل بود.
اینکه زود زود می آپی جای تحسین داره کوچولی!
متشکرم!
همینم مونده تو تحسینم کنی D:
عالی بود :)
مرسی عزیزم :)
امان از وقتی که حرف ها و نوشته ها هم گم میشوند.
واقعا ! حرف ها و نوشته ها و فکر ها !
من فقط همین کلمه ها را دارم...
خیلی قشنگ بود. حرف زیاد داشت.
مرسی لطف داری
عکس خیلی قشنگی گذاشتی .مدتها دنبال همچین عکسایی هستم برای پروفایل وبلاگم ...
و اما کلمه ها بوی هم صدایی می دهند و چه خوش آهنگند وقتی از دل بر می آیند ..
قابل نداره. عکس مال تو عزیزم:)
وبلاگ آقای کمالی را هم کماکان می خواندم و می خوانم ..ممنون بابت معرفیت ..عزیزم ..
کار خوبی می کنی . من که خیلی دوسش دارم !
...نگاه تو حتی هیچ و پوچ های مرا نیز به آتش می کشد.
کلا عادت نمی کنم به جمله های این چنینی . هرگز
جمله ای که نوشتی قشنگ شده عزیزم
منظورتو از خط دوم درست متوجه نشدم
بلی...
این بلی کلی نکته توش هست! کاملا مفهومه! متشکرم :)
سلام
وای این وبلاگ اقای کمالی خیلی با مزست:))
مرسی بابت معرفی:))
نوشتت واقعا قشنگ بود مخصوصا اون عکس که خیلی بهش میومد
کلی روحمان تازه شد اول صبحی
مرسی که اینقدر مهربونییییییییییی
آره واقعا بامزست. و هوشمندانه!
مرسی. خیلی لطف داری گلم بوووووووووووس
حالا که فکر می کنم می بینم اومدم نوشتم من کلی خندیدم از نوشته های اقای کمالی
راستش بیشتر به فکر فرو رفتم و همان حس سرخوشانه که وقتی یکی به حریفت می زنی سراغت میاد وجودم رو گرفت
مرسی
وقتی یکی به حریفت می زنی.... راستش دقیقا منظورتو نگرفتم. به خاطر طنز و تیکه های وبلاگ آقای کمالی به بعضی مسائل این حرفو میزنی؟
آقای کمالی؟
برم ببینم چیه...
من مطلب دیگه ای جز آقای کمالی ننوشته بودم؟ :(((
منم می خواستم بگم بلی... قبول نیست... این al لعنتی از من تقلید کرده
نترس به تو هم میرسه. خوب تو هم میگفتی! :))
سلام
چه خوب و ناب حرف دلتون رو زدید. و چه خیال انگیز با تصویرهای زیبا. خودش یه شعره...
سلام
مرسی از تعریفت. لطف داری
تصویر زیباییه و شعر های بسیاری میتوان گفت. از بی بهار تا دلتنگی هایی کّه برامان ماند. مرسی دختر گل برای کامنتت. متشکرم
این روزا دلتنگی سهم هممون هست
خواهش می کنم عمو نوید گل :)
جمله ی اول نتیجه ای بود که از جمله های شما گرفته شد. خط دومم بی خیال. با خودم بود
بلی! :دی
این وبلاگ آقای کمالی خیلی باحال بیدندی
راستی عزیزم ارتفاع ترس نداره که ... از من یاد بگیر !!!!
با حالی از خودتونه!!
خوب از تو یاد گرفتم که می ترسم دیگه :دی
خرده شعر هایم را می دهم
.
.
.
.
یک بار دیگر نگاهت را ...
هزاران خرده شعر فدای یک نگاه یار...
اینها همه چیز هستند عزیز . برای ما که همه چیزمان در جملاتی کوتاه خلاصه میشود که از احساس ما نشات میگیرند و لاغیر ...
موافقم بهار جان و دقیقا برای همین می ترسیم که از دستشون بدیم ...
مهم اینکه این کلمه های خرده هم از یه جایی از وجود تو سرشار شدن پس مطمئن باش خاکستر نمیشن.
:) چه دلگرمی خوشگلی...مرسی